شه زاد و هزار و یک روز

شه نوشته های وبلاگی

از این که یک مرد خودش را مثل زن ها درست کند چندشم می شود؛ همان قدر که زنی خودش را شبیه مردها کند. چون مردها دوست داشتنی اند، همان قدر که زن ها هستند. چرا استخوان های دوست داشتنی؟ چرا استخوان خوک و دست های جذامی؟  

اما چرا مردهای دوست داشتنی؟

مردها روزها کار می کنند، پای دستگاه های سنگین کارگری می ایستند، چند سال برای به دست آوردن تخصص و مهارت های کار و زندگی زحمت می کشند و پول در می آورند تا تشکیل خانواده بدهند و تولید زندگی جدیدی را هم به عهده بگیرند.

اما زن ها کار می کنند تا از تشکیل خانواده فرار کنند. تا مستقل زندگی کنند. تا خودشان را از مردها بی نیاز جلوه دهند. تازه مردها که هر کاری را که بلد نیستند. من مرد دیده ام که نتوانسته ماشین لباسشویی را تعمیر کند.

 

مردها روزها با صد نفر حرف می زنند، با دویست نفر برای کار و درآمد و زندگی سر و کله می زنند، برای هر لحظه از زمانی که بیرون از خانه هستند برنامه ای می ریزند تا موفق تر باشند و شب را که به خانه می رسند نای صحبت کردن ندارند. اگر هم حرفی باشد که قابل گفتن باشد در مورد کار و فشار این روزهای مدیر است.

اما زن ها در بهترین حالت از لباسی که توی فلان حراجی دیده اند، برنامه ای که از تلویزیون پخش می شود، مدل لباس یا ماشین جدید همسایه و کمبود وسایل در خانه شان صحبت می کنند. بالاخره مردها درمی آورند و زن ها خرج می کنن. تازه تو که نمی دانی، مرجان خانم برای جشن تولد از شوهرش 206 گرفته. من کم کمش پراید می خوام!

 

مردها برای موهایی که دارند کم پشت می شوند و عن قریب است که جاده ای به سوی تباهی وسط کله شان باز شود، چند تا داروی ساده مصرف می کنند؛ برایشان هر چند وقت یک بار سری هم به آرایشگاه می زنند، صورتشان را دو سه روز یک بار اصلاح می کنند و برای زبر نشدن احتمالی هم مقداری  After shave  بر روی صورت می مالند تا مبادا زبری کمش دستان لطیف خانم را اذیت نکند. عطر و ادوکلن هم که در بین دو گروه مشترک است.

اما زن ها برای برداشتن تعداد کمی موی باقی مانده در بین ابروها ساعت ها وقت صرف می کنند. موهایشان موخوره گرفته و مجبورند تا بالای کمر کوتاهشان کنند. دستشان موقع ظرف شستن پوست پوست می شود و کرم مرطوب کننده لازم است. یک کلاس آیروبیک هم پیدا کرده اند که برای تناسب اندام عالی است و یک کلاس بدنسازی هم به مردشان پیشنهاد می دهند! چون هیکلش دارد بی ریخت می شود! بوتاکس هم برای جلوگیری از پیری لازم است! همه هالیوودی ها تزریق می کنند. نمی بینی چه قدر خوشگل مانده اند؟

 

اگر ان شاء ا... مرد طلاق بخواهد هم باید نصف دارایی بعد از ازدواج و مهریه را دودستی تقدیم کند. واقعاً مردها دوست داشتنی اند!

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٢/۱٧ساعت ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ توسط مصطفی مردانی mostafa mardani نظرات () |

هروقت یک زن از آشپزخانه به  جیغ کشان فرار کرد اتفاق بعدی کدام احتمال است؟

1- یک زن دیگر جیغ کشان می دود درون آشپز خانه

2- یک زن دیگر هم جیغ کشان می دود بیرون و ادامه ی غیبت کردن را می دهند

3- یک مرد  می دود درون آشپزخانه تا علت جیغ کشیدن(سوسک) را بکشد

4 - یک مرد فریاد کنان با نگاه رو به آسمان از خانه می دود بیرون و به خدا می گوید ( ای خدا من و از دست این زنها نجات بده) سوسک کش ( دمپایی) را بر داشته کل کشان (سرخپوستی وار ) برای  جو دادن به ماجرا و بیشتر اذیت کردن زنها می دود به داخل آشپزخانه و با کوبیدن دمپایی به جایی که هیچ سوسکی نیست میگوید ( کشتمش) و زنها به آشپزخانه می روند و مردها با نیش باز می آیند و می نشینند تا زنها دوباره جیغ کشان از آشپزخانه به بیرون بدوند

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱۱/٢٧ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ توسط بهنامترین نظرات () |

همه آن چیزهایی که در مورد خودارضایی نمی دانید و رویتان نمی شود از مادر پدرتان بپرسید!

 

سلام...

قبل از هر چیز، از همه کسانی که دوست دارند روی این وبلاگ در مورد مردان و ارزش­های مردانه صحبت کنند دعوت می­کنیم تا با گذاشتن یک کامنت ناقابل، آمادگی خود را به ما اعلام کنند. تا بتوانیم در اسرع وقت آنها را نیز به جمع مردان زنده اضافه کنیم!

 

اینجا نمی­خواهم در مورد داستانم (خودارضایی) صحبت کنم! بلکه خواندن یک مطلب در مورد خودارضایی بر روی اینترنت که به طور کاملاً علمی و تاریخی در مورد این مسئله، انگیزه ای در من ایجاد کرد که در موردش بنویسم!

لینک مطلب!

http://natan.persianblog.ir/post/506/

در صورتی که لینک باز نشد، کل مقاله را در ادامه مطلب همین پست بازنشر کرده­ام!

فقط من از آنجا که این مطلب خودش مؤید همه چیز است، اما یک سری توضیحات در موردش نیز لازم است. نویسنده این مطلب یک روان­شناس ایرانی ساکن بلژیک است و خوب این مسئله باعث شده که تحقیقات او معطوف به دو کشور بلژیک و ایران بشود. اما گذشته­ای که از خودارضایی ارائه می­دهد جهان شمول است.

مسئله­ای که بیش از حد ذهن من را در مورد این مطلب مشغول کرد این بود که خودارضایی در گذشته فقط با یک سری باورهای کودکانه در مورد مسائل جنسی نهی شده بود؛ و یا حتی گناه به حساب می­آمده است. و جالب اینجاست که با وجود کودکانه بودن این مسائل، هنوز در جامعه ما بعضی از آن باورها وجود دارد!

چیزی که در مورد میل جنسی خیلی عجیب به نظر می­رسد این است که در گستره زیادی از ایران هنوز آن را میلی فاسد و دورانداختنی می­دانند. و در بعضی از شهرهای جنوبی دختران خود را نیز ختنه می­کنند (بریدن کلیتوریس یا چوچوله) و مردان نیز به خاطر مبارزه با این میل دچار احساس حقارت شدید، بی میلی به زندگی، افسردگی­های طولانی مدت و گاهی حتی شیزوفرنی می­شوند. طبق همین مقاله که به جای دیگری ارجاع می­دهد اذعان می­کند :« خودارضایی چنان در بین آدم‌ها (چه نوجوان، چه شخص بالغ) معمول است که نمی‌توان آن را بیماری تلقی کرد.»  

در حالی که در این سیر تحول، علم سکسولوژی در سال‌های اخیر به جایی رسیده است که از خودارضایی، به عنوان ابزاری برای درمان کسانی که مشکلات جنسی دارند، بهره می‌جوید.

 

خودارضایی صرفاً توسط خود شخص انجام نمی­شود. گاهی وقت­ها زن و شوهر هم برای همدیگر دست به چنین کاری می­زنند. به عنوان مثال زنی که دوره قاعدگی خود را طی می­کند یا مردی که برای آلتش مشکلی نیز شکستگی، زخم و جراحت و یا چیز دیگری پیش آمده باشد، برای طرف مقابل اقدام به دیگر ارضایی با دست یا دهان می­کنند. که این دیگرارضایی هم نوعی خودارضایی (شبیه سازی عمل جنسی) به حساب می­آید.

 


:ادامه مطلب:
نوشته شده در ۱۳۸٧/۱۱/۱۱ساعت ۳:٠۳ ‎ب.ظ توسط مصطفی مردانی mostafa mardani نظرات () |

روز اول :

پیش نوشت : اصلا این شبهه به وجود نیاد که قراره ١٠٠١ پست بنویسم!!

 

 #١

یک روز خوب اساسا یک روز بدون حضور اوست.

یک روز بدون استرس . بدون فشار (های اجتماعی). و البته بدون موسیقی (!!)

موسیقی زندگی را نوازنده آن می نوازد . اگر فرض کنیم فقط شما و او در محدوده ی حیات باشید (!) پس او تنها نوازنده ی زندگی شماست و این یعنی شانس و بخت و اقبال !

(( شانس کم ، بخت بد ، اقبال کج ! ))

  

همیشه تا نام موسیقی جاری می شود ، تصاویر ذهنی افراد نمایانگر سطح شعور ایشان است. عده ای ویوالدی ، عده ای استاد شجریان ،‌عده ای انریکه و خب بالطبع عده کثیری برادر ساسی مانکن را به خاطر می آورند! 

 

 صبح یک روز تعطیل ... روزی که قرار است روز آرام و خوبی باشد.

روزی که به ناچار تا سحر گاه مشغول کند وکاش ذهنی او بوده ای ...

او بسیار ازامتحان مردودی شب گذشته خرسند است ...

ناگهان با صدای وحشتناکی از خواب به دنیای ویرانه ی موسیقیاییه او پرتاب می شوی

....وای وای وای پارمیدای من کوش ؟!!!

 

او  اساسا ساز مخالف است !

او کیست؟

او زیبا ترین بخش زندگی انسانهای ابله دنیاست !

بلاهت محضی که ویروس وار گریبا گیر همه  مگر اندک مردانی بزرگ شده است ...

باشد که تندیس تقدیس ایشان بر تاقچه پنجره مان ، ما را یاد آور مخالف ترین بخش حضور بشر  ، جنس مخالف ، باشد !

باشد‌؟

 

انتخاب موسیقی تاثیری بس شگرف در روز مره گی های ما دارد .

درست گوش کنیم .

قابل توجه علاقه مندان به هیپ هاپ فارسی که قشر گسترده ٩٠% ی ایشان از آن جنس هستند !!

آن جنس !

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱۱/٧ساعت ٢:٠٥ ‎ق.ظ توسط شیفته نظرات () |

هروقت یک زن از آشپزخانه به  جیغ کشان فرار کرد اتفاق بعدی کدام احتمال است؟

1- یک زن دیگر جیغ کشان می دود درون آشپز خانه

2- یک زن دیگر هم جیغ کشان می دود بیرون و ادامه ی غیبت کردن را می دهند

3- یک مرد  می دود درون آشپزخانه تا علت جیغ کشیدن(سوسک) را بکشد

4 - یک مرد فریاد کنان با نگاه رو به آسمان از خانه می دود بیرون و به خدا می گوید ( ای خدا من و از دست این زنها نجات بده) سوسک کش ( دمپایی) را بر داشته کل کشان (سرخپوستی وار ) برای  جو دادن به ماجرا و بیشتر اذیت کردن زنها می دود به داخل آشپزخانه و با کوبیدن دمپایی به جایی که هیچ سوسکی نیست میگوید ( کشتمش) و زنها به آشپزخانه می روند و مردها با نیش باز می آیند و می نشینند تا زنها دوباره جیغ کشان از آشپزخانه به بیرون بدوند

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٠/٢٩ساعت ۸:٤٥ ‎ق.ظ توسط بهنامترین نظرات () |

قبل از این که این متن را بنویسم، ساعت­ها، روزها و حتی شب­های! زیادی فکر کردم که آیا این متن به ظاهر خطرناک را بنویسم یا نه!؟ متنی که قرار است از چیزی حرف بزند که کم کم دارد تبدیل به تابو می­شود: رویارویی مردان و زنان.

اولین بارقه­های پرداختن به مسائل زنان در ایران که تلاش شد با زدن برچسب فمنیسم کمرنگشان کند، تلاش­هایی بود در زمینه شناساندن زنان به مردان. بحث اینجا بود که زنان به عنوان نیمی از اعضای یک جامعه و یکی از عناصر تأثیر گذار خانواده در نقش همسر و مادر باید برای نیم دیگر جامعه شناسانده شود؛ نیازها، توانایی­ها، خصوصیات فیزیولوژیک و طبیعی­ای که دارند؛ که در بسیاری از موارد تفاوت زیادی با مردان دارد. و این تفاوت­ها هیچ­گونه برتری­ای به هیچ کدام از طرفین نداده است. به همان میزان که تفاوتی بین دو هم­جنس برتری خاصی به هیچ­کدامشان نمی­دهد.

این تلاش­ها نتایج قوی و تأثیر گذاری داشت تا حدی که زنان دیگر از نظر مردان ضعیف و ترسو نبودند. و در مقابل نیازهای فراموش شده­ای داشتند که در قبال آن از مردها انتظار برآورده شدن داشتند.

بحث روشن است. آیا باید برای کسب تساوی با مردان مبارزه کنند یا بر تفاوت­های خود بر مردان ارج نهند؟ (فمنیسم، نوشته جین فریدمن، ترجمه فیروزه مهاجر، نشر آشیان، سال  1381 ، صفحه 17).

زمان را کمی جلوتر می­بریم. سال 1387، وبلاگ هزار و یک روز.

آیا این جریان به وجود آمد که اشتباه مردان را تکرار کند؟ یعنی ما بعدها به جای جامعه­ای مردسالار، جامعه­ای زن­سالار داشته باشیم؟ و این بار مردها جنس ضعیف باشند؟

مسئله این جاست که این جریان که در جواب سؤال « چرا فمنیسم؟» جواب می­دهد :« به این دلیل که بنیادی­ترین هدف آن، چه شخصی و چه جمعی، همچنان باید تحقق یابد: جهانی که نه تنها برای بعضی از زنان، بلکه برای همه آنان جای بهتری باشد. » و بعد در ادامه پاسخ می­دهد :« این جهان نه تنها برای زنان، بلکه برای مردان هم جای بهتری خواهد بود! »

( همان کتاب اشاره شده، صفحه 15)

چرا این جریان باید نیازها و توانایی­های مردان را در ذهن بعضی­ها زیر سؤال ببرد؟ و این بار به جای این که آزادی­ها و موفقیت­های مردانه ارزش برتر باشد، آزادی­ها و موفقیت­های زنانه ملاک سنجش برتری بشود. نباید زنانی داشته باشیم که سعی کنند در ارزش­های مردانه از مردان برتر باشند و مردانی که سعی کنند در ارزش­های زنانه خود را برتر جلوه دهند!

این وبلاگ را راه انداختیم تا در گوشه ای از مطالبش به این بپردازد که مردها در ارزش­های خود برترند و زن­ها در ارزش­های خود. یک زن در کسوت یک مدیر عامل خشن همان قدر زشت و ناپسند است که مردی که زیباتر از زن­ها خودش را بیاراید.

تلاش­های زنان در شناساندن خود به جامعه مردان مؤثر بوده. اما آیا مردها هم تلاشی برای شناساندن خودشان به زنان کرده­اند؟! و این سؤال اساسی است!

مصطفی مردانی

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٠/٢٩ساعت ٢:٠٦ ‎ق.ظ توسط مصطفی مردانی mostafa mardani نظرات () |

ما شه زادگان (مردها) میخواهیم بنویسیم. هرکه دوست داشت با ما بنویسد،تا دعوتش کنیم بد جور.سلام

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٠/٢۳ساعت ٧:٥۸ ‎ب.ظ توسط بهنامترین نظرات () |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت